سيد محمد باقر برقعى

3593

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مجلات انتشار مىيافت و آثار چاپ شده او به نامهاى : اختر ، آواز جوانى ، بر فراز سيحون ، منظومهء آفات قرن ، رقص با سه خنجر ، و شام شوم را بايد نام برد . او در سال 1355 براثر سكتهء مغزى بدرود حيات گفت . خاطرات عشق صيّاد من نگر كه چه بيداد مىكند * نه مىكشد مرا و نه آزاد مىكند باللّه كه تنگ‌دل شدم از تنگى قفس * بيداد تا كى اين‌همه صيّاد مىكند مرغى كه ياد آيدش از آشيان خويش * حق دارد ار كه ناله و فرياد مىكند گيرم كه جانگداز بود ناله‌هاى من * كى ناله رخنه در دل پولاد مىكند دارم يقين كه يار من افسوس مىخورد * زين پس كه نامرادى من ياد مىكند شيرين هنوز لرزه بر اعضايش اوفتد * زين ناله‌هاى تلخ كه فرهاد مىكند امروز بلبل از ستم گل كند فغان * فردا گل از جفاى خزان داد مىكند وا حسرتا كه روح مرا خاطرات عشق * گاهى غمين نموده و گه شاد مىكند ياد آيدم دوباره ز مرغى كه مىسرود * صيّاد من نگر كه چه بيداد مىكند طبيب دل جان سوخت بس‌كه دل به فراق تو آه كرد * ديدى چگونه هجر تو ما را تباه كرد اى ماه نو سفر مبر از ياد هيچ‌وقت * آن بيدلى كه بدرقه‌ات برق آه كرد من بىپناه بودم و وصل توام پناه * آوخ كه روزگار مرا بىپناه كرد خود را فروخت دل به تو و از تو غم خريد * مسكين مگر معامله با پادشاه كرد آن آشنا كه محرم بيگانگان بود * تنها مرا غريب شمرد اشتباه كرد اى شمع جمع محفل انس اى طبيب دل * همچو تيره‌روز مرا از چه راه كرد پروانه‌اى كه سوختى او را به جرم عشق * غير از همين گناه چه ديگر گناه كرد هركس كه كنج ميكدهء عشق شد مقيم * خود را رها ز صومعه و خانقاه كرد دل گفت و من نوشتم و شد اين غزل درست * بايد به حالم ار غمت آن را گواه كرد چو مىنوشتمش به خيالت ز ديده‌ام * اشكى چكيده و دفتر غم را سياه كرد